فا

فرهنگ و هنر

پنج شنبه, 19 دی 1392 10:25

ياد بودی برای روزهای پر رنگ حضور هموطنان ارمنی در سينمای ايران - در خدمت ارمنيان و سینماتوگراف

مسعود میر: نه برفی روی کاج‌ ها نشسته نه هنوز سال نو میلادی از راه رسیده اما حال و هوای سال نو و جنب و جوش شب عیدی ارمنيان بهانه‌ ای می‌ شود برای ادای احترام به آنها که با تلاش‌ هایشان «سینما» را سامان دادند و در فهرست ماندگاران هنر هفتم ایرانی جا خوش کردند.

سینما و تلویزیون سینمای ‌ایران-گروه ادب و هنر - مسعود میر: نه برفی روی کاج‌ ها نشسته نه هنوز سال نو میلادی از راه رسیده اما حال و هوای سال نو و جنب و جوش شب عیدی ارمنيان بهانه‌ ای می‌ شود برای ادای احترام به آنها که با تلاش‌ هایشان «سینما» را سامان دادند و در فهرست ماندگاران هنر هفتم ایرانی جا خوش کردند.
خدمت ارمنيان به سینمای ایران را باید به واقع تلاش گروهی نام نهاد که ستون‌ های سینما را در ایران برافراشتند تا حالا سینمای صد و اندی ساله ما با همه رخوت ‌ها و مشکلاتش باز هم در دنیا حرف‌ هایی گفتنی و قصه‌ هایی دیدنی داشته باشد.

 

یک افق آبی
جستجوی نام ارمنيان با پیشوند «سینمای ایران» ختم می ‌شود به انبوهی از نخستین ‌های سینما در ایران که شاید مرور آنها بتواند اهمیت ‌شان را هم بازگو کند. در میان این اولین‌ ها باید اول رفت سراغ حکایت «آبی و رابی» که نخستین فیلم بلند داستانی صامت ایرانی را به نام خود سند زده است. این فیلم را اوانس اوگانیانس ساخت و روز جمعه دوازدهم دی 1309 ساعت 2 بعد از ظهر در سینما مایاک به نمایش درآورد تا پرونده نخستین فیلم بلند سینمایی صامت ایران با نام یک ارمنی مفتوح شود. جالب اینجاست که نخستین مدرسه سینمایی ایران هم توسط همین فرد راه‌ اندازی شد تا پایه‌گذار جریانی باشد که حالا از قبل آن نمی ‌توان شمار آموزشگاه ‌ها و مدرسه ‌های سینمایی ایران را به ذهن سپرد.

 

نسل دلهره و تماشاگر
سینما در ایران دیگر نه یک دل مشغولی برای قشری خاص که به صنعتی پولساز و پرطرفدار بدل شده بود که ارمنيان باز هم خودی نشان دادند تا سینمای ایران همواره به یاد داشته باشد بخشی از اقبالش به تلاش هموطنان ارمنی سنجاق است. در روزهایی که رتق و فتق امور فنی سینما از کارهای لابراتواری گرفته تا تعمیر آپارات به ارمنيان معطوف بود، جوانی از راه رسید که با «چهارراه حوادث» و «شب ‌نشینی در جهنم» حال و هوای دهه 30 سینمای ایران را حسابی دگرگون کرد. در محافل هنری حرف از جوانی بود به نام ساموئل که به ‌عنوان کارگردان با فیلمنامه دکوپاژ شده سر صحنه فیلمبرداری می ‌رفت، تولید فیلم‌ هایی با ژانر جنایی را در ایران باب کرده بود و خلاصه نخستین آنونس تاریخ سینمای ایران را برای فیلم «دختری از شیراز» ساخت. ساموئل خاچیکیان از آن کارگردان‌ هایی است که هم سینمای ایران هم تماشاگرانش نمی ‌توانند او را فراموش کنند. او بعد از انقلاب هم به فیلمسازی ادامه داد و البته با «عقاب ‌ها» بر خیل طرفدارانش افزود.

 

دستیاری که استاد است
باید خیلی استاد باشی تا با یک فیلم کوتاه و 2 فیلم بلند سینمایی که مجموع فواصل ساخت هر کدامشان با هم عمر یک آدمی میانسال را رقم می ‌زند، هنوز هم در اذهان فراموشکار ایرانی ‌ها ماندگار شوی. این حکایت زندگی یکی دیگر از ارمنيان سینمای ایران به نام واروژ کریم ‌مسیحی است که شناسنامه کاری ‌اش با کارگردانی فیلم کوتاه «سلندر» و 2 فیلم بلند «پرده آخر» و «تردید» شکل یافته است. البته او سال‌ ها دستیاری بزرگان سینمای ایران همچون بهرام بیضایی، بهمن فرمان‌آرا و امیر نادری را به ‌عنوان تجربه ‌های ناب در کوله اندوخته ‌هایش جمع کرده است.

 

دنیای بازیگری
در فهرست بازیگران متعدد ارمنی سینمای ایران نام درخشان البته اندک است. در این میان ایرن زازیانس با فیلم ‌های مهمی چون خداحافظ رفیق (امیر نادری)، بلوچ (مسعود کیمیایی) و خلاصه بازی در نقش مهد علیا مادر ناصرالدین‌شاه در سریال سلطان صاحبقران ساخته علی حاتمی را باید مهم ‌ترین بازیگر ارمنی نسل قدیم سینمای ایران به شمار آورد. جایگاهی که در نسل بعد از انقلاب بازیگران ارمنی بی ‌شک در اختیار ماهایا پطروسیان قرار خواهد گرفت.

 

روبیک و آربی و رفقا
برای عشاق سینما در ایران دیدن نام روبیک منصوری در تیتراژ بسیاری از فیلم ‌ها موضوعی عادی بود. فقط نکته باقیمانده این بود که روبیک در فیلم چه کاری را دست گرفته است. صداگذار، تدوینگر، افکتور، سینکرون و انتخاب موسیقی متن ازجمله کارهایی بود که منصوری تا هنگام مرگ آن را با دقت و وسواس مثال‌ زدنی انجام داد. غیراز او البته نام‌ های دیگری هم هستند که پرونده ارمنيان سینمای ایران را قابل احترام ‌تر می‌ کنند. آربی آوانسیان هر چند به‌ عنوان یکی از پیشگامان تئاتر نو در ایران به شهرت رسید اما فیلم «چشمه» او برای بسیاری از علاقه‌ مندان سینما خاطره ‌انگیز است. به انتهای این فهرست باید نام ‌هایی چون آرامائیس هوسپیان که تماشاگران سینما در ایران او را با نام آرمان می‌ شناختند یا لوریک میناسیان را هم افزود که گوشه ‌ای از خاطره ‌های سینمای ایرانی را به‌ خود اختصاص داده‌ اند.

 

لالایی روزهای دور
هنوز برفی روی کاج ‌ها ننشسته و به قول منتقد خوش ‌قلم سینمای ایران روبرت صافاریان هنوز وقت تبریک گفتن کریسمس به ارمنيان ایران فرا نرسیده است که آنها ششم ژانویه را به‌ عنوان روز تولد حضرت مسیح جشن می ‌گیرند اما نمی‌ توان در این روزهای سرد حضور ارمنيان در سینمای ایران، برای روزهای دور گذشته این حضور خاطره‌ انگیز لالایی نخواند.

اخبار مرتبط

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։